شب...

وقتی شب پاشو تو باغا میزاره

نفس گلها می گیره

باره وقتی تاریکی از آسمون می

می گیره دل غنچه ها

وقتی ظلمت قفس گلهارو بسته

گل محبوبه شب بیدار نشسته

دل به تاریکی و ظلم شب نمیده

بوی عطرش تا ته باغا رسیده

اگه محبوبه رو تو گلدون بزارن

همه اطرافش خار و خز بکارن

اگه دیوار بکشن دور وجودش

اگه تهمت بزنن به تار و پودش

عطر محبوبه شب پشت هر دیوار سنگی راه داره

گل محبوبه شب توی قلب غنچه ها پناه داره

شبا که گلها تو تاریکی نشستن

همه از وحشت شب چشمارو بستن

تنشون می لرزه از ترس

یه آسمون آبی سقف اتاق منه

یه آسمون آبی سقف اتاق منه

تو شب یه ماه زیبا چراغ خواب منه

هر صبح سپیده میاد پلکامو باز میکنه

وقتی میخوام بخوابم شب منو ناز میکنه

دنیا به این قشنگی این همه زیباییه

عشقی اگه نباشه زندگی پوشالیه

زندگی پوشالیه

من از گلایه دورم رفتم تو دنیای عشق

منم که بر میدارم میرم به دنبال عشق

میرم به دنبال عشق

ثانیه با لحظه ها زندگی رو می سازه

عشق که قدم میذاره دل خودشو میبازه

دنیا به این قشنگی این همه زیباییه

عشقی اگه نباشه زندگی پوشالیه

زندگی پوشالیه

 

یه سرگردون

من یه دختره فقیر

تو و اون قصر بلوری

من و کلبه ای حقیر

تو و کالسکه زرین

توی جاده های نور

صد هزار دل سر راهت

دلای پر از غرور

گردناشون پر الماس

پیرهناشون همه اطلس

من یه دلداه عاشق

من یه سرگردون بی کس

 

گل زرد

گل سرخی به او دادم گل زردی به من داد ...!!!

برای یک لحظه نا تمام قلبم از تپش افتاد ...!!!

با تعجب پرسیدم:

مگر از من متنفری؟؟؟؟

گفت:

نه باور کن نه!!!!

ولی چون تو را واقعاْ دوست دارم‌‌ نمی خواهم پس از آنکه کام از من گرفتی...

برای پیدا کردن گل زرد زحمتی به خودت هموار کنی.....

 

 

21

سلام امروز خیلی خوشحالم تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

آخه داییم بعد از مدتها خدمتش تموم شد و از اون شهر محروم برگشته پیشمون

 

هیچ موقع انقدر خوشحال نشدم که وقتی علیرضا اومد خوشحال شدم

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 اینم یه پارتی حسابی برای علیرضا جونم

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

عشق یعنی...؟؟؟

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

                                             عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

                                             عشق یعنی اشک حسرت ریختنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

تنها...

برو از گوشه نشینان خرابات بپرس لذت

                                            خلوت خاموشی و تنهایی را!!!!!!

 

شکستی عهد دیرینه را

ترا با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی

با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی

صدایت کردم بر من چو بیگانه نگاه کردی

شکستی عهد دیرینه را گُنَه کردی گُنَه کردی...

 

 

اشک ناکامی....

بریز ای اشک نا کامی به روی دفترم امشب

                       بر روی دفترم با خاطرات دلبرم امشب

بریز اما کمی دور از نگاه  دلبرم امشب

                       که او خواب است و من می سوزد از تب

                                                                          "پیکرم امشب"

 

چرا؟

چرا؟

چرا؟تا کی به یاد هیچ باید ماند؟چرا در وقت شادی هم سرود مرگ باید خواند؟

چرا دنیای آدم ها پر از کینه ونیرنگ است؟

ولی دنیای ماهی ها به زیر آب یکرنگ است؟

چرا گلهای نرگس بی پناهند؟فقط آنها به فکر سر نوشت و خاک پاکند؟

چرا حرف از شکفتن در میان غنچه نیست؟

گل پیچک به فکر نالۀ کیست؟چرا عاشق ز معشوق جدا گشت؟

چرا قلب مسافر در خزان بی وفایی ها ترک خورد و دو تا گشت؟

چرا خط جدایی حاصل پیوند ما شد؟چرا هر کس فقط فکر دل و تنهایی خود؟

چرا در روزگار ما فقط آید به گوش حرف جدایی؟

نمی آید به گوش ما سرودی شادی از تنهایی

چرا حرف نگفته لا به لای نامۀ عاشق زیاد است؟

 

او شد نصیب دیگری

عاشق هر کس که شدم  او شد نصیب دیگری

دل به هر کس دادم او هم زد به قلبم خنجری

من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم

شرم دارم پس بگیرم آنچه را که بخشیده ام

 

ببخش منو

روز اول یک شاخه گل سرخ بهش داد و گفت:

                                                       ...دوستت دارم...

روز دوم یک شاخه گل زرد بهش داد و گفت:

                                                       ...دیگه دوستت ندارم...

روز سوم یک شاخه گل سفید سر قبرش گذاشت و گفت:

                                         "منو ببخش عزیزم دیروز فقط داشتم شوخی میکردم"

 

 

محبوبم!

محبوبم!

اشکهایت را پاک کن!

         زیرا عشقی که چشمان ما را گشود‌ ما را خادم خویش ساخته

         موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می دارد.

          اشکهایت را پاک کن آرام بگیر:زیرا ما با عشق میثاق بسته ایم و

           برای آن عشق است که رنج نداری

                            تلخی بینوایی و درد جدایی را تاب می آوریم.

 

عهد و پیمان

با من دیوان پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست. . .!!!

بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست. . .!!!

آن کبوتر عاقبت از بند رفت,رفت و با دلداری دیگر عهد بست. . .!!!

با که گویم او که همخون من است خصم جان و تشنه خون من است. . .!!!

بخت بدبین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد

                                                          آن طلا حاصل به این قیمت نشد. . .!!!؟؟؟؟

 

تنهایی

چرا تنهایی ات را دوست داری؟

  کنارش با غمت دل می سپاری به چشمانت قسم دیدم شبانگه

    تمام لحظه ها را می شماری چرا از خویش میرانی دلم را مگر عاشق

     نمی دانی دلم را؟؟؟

تو را من بارها خواندم عزیزم چرا یک شب نمی خوانی دلم را؟

 رها کن از جوانی ها دلم را از این نا مهربانی ها دلم را دمی بگذار

  بنگر از روی مهر کنار شمع دانی ها دلم را.......

 

 

 

 

دل دیوانه

من دلي ديوانه دارم كه زبون سرش نمي شه

هرچي ميگم عشق دروغه، ولي باورش نميشه

آه وناله شده كارم اشك بيهوده مي بارم

دل ساده شده عاشق چه كنم چاره ندارم

عاقبت به دام عشق من گرفتار شدم

با غم و رنج و بال روز و شب يار شدم

اي خدا من با دلم چي كار كنم

كجا از دستش آخه فرار كنم

نميشه از سينه بيرونش كنم

نه دوايي تا كه درمونش كنم

بهتر كه بسوزه تا ديگه عاشق نشه

واسه من اين بي زبون آيينه دق نشه

 

نوشته یک دوست

پرهیز می‌کنم از نشاندن نامم
روی دنباله‌های نام‌ها
روی نامه‌های دنباله‌دار
پرهیز می‌کنم از هوای نشستن
روی صندلی
کنار تنهایی شما
و از هراس نشستن
مدام
از کنارتان عبور می‌کنم ...

                                 (نوشته یکی از دوستانم که همیشه یک شعر زیبا برام میزاره)

 

نازنین..

چشمای غمگینت و واکن ببینم نازنین

                                                      چرا دل شکسته ایی بمیرم نازنین

پشت پلک های تو بارون داره  نم نم می باره

                                                  بارونی نشه چشمات بی تو غریبم نازنین   

من دوست دارم رو تو چشمای نازت میبینم

                                       وقتی نیستی این گناه عاشق و از کی بگیرم نازنین  

ادامه نوشته

تفاوت!

عشق برای زن زمانی است که خود قهرمانش باشد

 

      وبرای مرد زمانی است که خود نویسند اش باشد.....

 

 

 

دلم هوای تو را دارد

دلم هوای تورا دارد .
وابرهای باران زا آسمان دلم را پوشانده اند
ودوست دارند ببارن
اونقدر ببارن که شاید تو صدای باران دل من را بشنوی
وبفهمی که چقدر دلتنگتم نازنینم

 

گفتم نرو پرپرمیشم

 

گفتم نرو پرپر میشم oo گفتی: میخوام رها باشم oo گفتم: آخه عاشق شدم oo گفتی:میخوام تنها باشم oo گفتم: دلم oo گفتی: بسوز oo گفتی: یه عمری باز هنوز oo گفتم: پس عمرم چی میشهoo گفتی: هدر شد شب و روزoo .....


گفتم: آخه داغون میشم

گفتی: به من خوش میگذره

گفتم: بیا چشمام تویی

گفتی: آخر کی میخره

گفتم: منو جنس میبینی؟

گفتی: آره بی قیمتی

گفتم: یه روز کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم: صدام میمیره باز

گفتی: با درد بسوز بساز

گفتم : حالا که پیر شدم

گفتی: که از تو سیر شدم

گفتم: تمنا میکنم

گفتی: میخوام خردت کنم

گفتم: بیا بشکن تنو

گفتی: فراموش کن منو

 


سلام آخر

سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي قصه عاشقانه
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب
تو را مي سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد
به دل مي سپارم تو را تا نميرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه

 

ای کاش..

اي کاش تنها يکنفر هم در اين دنيا مرا ياري کند اي کاش مي توانستم با کسي درد دل کنم تا

بگويم که . من ديگر خسته تر از آنم که زندگي کنم تا بداند غم شبها يم را.... تا بفهمد درد تن

خسته و بيمارم را......... قانون دنيا تنهايي من است.............. و تنهايي من قانون عشق

است.... و عشق ارمغان دلدادگيست........ و اين سرنوشت سادگيست...........

 

 

من مثل یک تک درختم

من مثه يه تك درختم ، ته يك كوچه باريك
تو يه گنجشك قشنگي! گاهي دوري گاهي نزديك
گاهي وقتا مهربوني ، مي شيني رو شونه ي من
گاهي نيستي كه ببيني ، بغض بي بهونه ي من
گنجشك بازيگوش من بشين رو شاخه ي دلم
با تو درخت معجزه بي تو طلسم باطلم
وقتي لاي برگا نيستي ، بوي پاييز رو مي گيرم
بي تو زرد زرد زردم !‌ بي صداي تو مي ميرم
اما وقتي كه مي خوني ، من ميشم پر از جوانه
يه ترانه ساز عاشق ، با هزار و يك ترانه
تويي حرف اولين و آخرين شعر نگفته
برگ آخر وجودم با پريدنت مي افته
گنجشك بازيگوش من بشين رو شاخه ي دلم
با تو درخت معجزه بي تو طلسم باطلم

 

 

tree

 

 

من نیز عاشق بودم...

از کدامین انتظار؟
از کدامین وفاداری؟
کدام عشق را در آغوش می فشاری؟
عشقی که در نظر توست با عشقی که در فکر من است متفاوت است؟
عشق هیچ ** با هم یکجور نیست.
من نیز عاشق بودم.
دل شکستگی هایم را چه کسی دید که خیلی راحت می گویند او که تو را دوست دارد.
چه کسی دید آن زمان که من عاشق او بودم چگونه جواب دیوانگی های مرا می داد؟
هر چه می گفتم من دوستت دارم می گفت به خدا تو دیوانه ای.
آنقدر گفت که دیگر باورم شد.
آنقدر با نمک پاشیدن زخم هایم را سوزاند که دیگر بی حس شده ام.
آنقدر خنجر بر تنم زد که دیگر نفهمیدم.
چگونه گذشته ها را به دست فراموشی بسپارم؟
گذشته ای که نیمی از وجودم است.
گذشته ای که لحظه لحظه ام را برایش گذاشتم.
لحظه هایم پر شده است از تنهایی
اما دیگر نمی ترسم که رفیق تنهایی شوم.


 


زندگی

سیاهم از زندگی دلتنگم از روزگار

                                                    با این دل بی قرار سخت برام انتظار

 

گمشده

در کنار تو زندگی می کنم زیر بالهای گرم تو پی عشق گمشده ام می گردم

تنهایی من بجز تو هیچ وقت پر نمی شود بی کسی من جز تو با کسی رفع نمی شود

من بی عشق مانده ام چون تا به حال عشقی پایدار ندیده ام . . .

 

مرا...

مرا آن روزها گوهری بود شب پنهان من یک عالمی بود

مرا آن ظالمان بازیچه کردند میون عشق ها آواره کردند

اگر عشقی بود باز در وجودم چرا عشق مرا آواره کردند

کنون من چه کنم با بی زبانی میون آن همه بی همزبانی؟؟؟!!!

 

جدایی

خدایا چه سخت است در دل گریستن

         . . .و بر لب هیچ نگفتن. . .

چه طولانی است حدیث جدایی و چه غمگین است

        . . .جای خالی یار خسته ام. . .

چه سخت است شنیدن و ندیدن

                               . . .دوست داشتن اما

                                                      به هم نرسیدن!!!

 

 

 

برگ زرد پاییز